تمرین روزانه نوشتن ده ایده

 

 

یادم هست که کتاب الکترونیکی ای به دستم رسید که عنوان جذابی داشت، از عنوانش جذاب تر اسم ورسم نویسنده‌اش بود که ترغیبم کرد مطالعه‌اش را شروع کنم. صدصفحه بیشتر نبود ولی کلی چیز ازهمان صدصفحه می‌شد یاد گرفت. تا الان که درحال نگارش این سطور هستم به جرئت می‌توانم بگویم آن را بیش از ده-دوازده بار خوانده‌ام.

کتاب امکان – سی کاری که به جای دانشگاه رفتن یا مسافرکشی می‌توان انجام داد.
نوشته‌ی علی سخاوتی – کوچ حرفه‌ای و فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی‌شریف

به محض دیدن دوتا تیتر بالا یکدفعه به یاد ضرب‌المثل «کل اگر طبیب بودی سرخود دوانمودی» افتادم.ولی بعد از اینکه مطالعه‌اش به پایان رسید فهمیدم ضرب المثل فوق در این یک مورد خاص کاربرد ندارد.
یکی از سی ایده‌ای که درکتاب مطرح شده بود ایجاد یک وبلاگ و نوشتن از مطالبی بود که مارا به وجد می‌آورد. به جز سی ایده‌ی مطرح شده نکات جذاب دیگری هم در کتاب مطرح شده بود که یکی از آنها طرح بیماری ای بنام «علم زدگی» بود.
در توضیح بیماری نوشته شده بود شخص علم زده عالِم بدون عمل است و حواسش نیست که موتزارت با آهنگ ساختن آهنگساز خوبی شد و ابوعلی سینا با طبابت پزشک خوبی شد.
فرد علم زده به جای اینکه فروش و بازاریابی را دربازار و درمیدان عمل یاد بگیرد ترجیح می‌دهد به کلاسهای بازاریابی و فروش برود.
حلقه‌ی گم شده در این بیماری «عمل» است وتنها راه درمان بیماری علم‌زدگی تمرین روزانه است، برای انجام این تمرین هم ایده ای ارائه شده بود که تصمیم دارم در ادامه از آن بگویم.

در ابتدا لازم است قسمتی از متن کتاب را باهم بخوانیم :

فرض کن درجایی از مغزت ماهیچه‌ای داری بنام ماهیچه‌ی ایده. عضله یا ماهیچه‌ی ایده هم مثل سایر ماهیچه‌های بدن دچار سستی و رخوت می‌شود. چگونه می‌توان این ماهیچه را ورزیده کرد؟ باتمرین.

تنها تمرینی هم که برای اینکار وجود دارد نوشتن روزانه چند ایده است.
روزانه ده ایده‌ی جدید را دریک دفترچه یادداشت یا سررسید بنویس؛ در ابتدا ممکن است این ار بسیار سخت و مسخره و بی‌فایده به نظر برسد ولی بعد از یکی دوماه شاهد اثرات مثبتش خواهی بود. بعداز شش ماه تاثیرات اینکار قابل توجه خواهد بود، بعد از یک سال زندگیت متحول خواهد شد. تو تبدیل به یک ماشین ایده پردازی خواهی شد که امروز حتی تصورش را هم نمی‌توانی بکنی.
مهم نیست ایده‌ای که می‌نویسی درچه زمینه ای است؛ ده ایده برای پول درآوردن؛ ده ایده برای کشیدن یک نقاشی؛ ده ایده برای وبلاگ؛ ده ایده برای مسافرت؛ ده ایده برای افزایش تولید ملی.
چیزی که این وسط مهم است این است که این ایده‌ها برای تو عملی باشد، برای هر ایده باید بتوانی زمان ونحوه‌ی اجرایش را هم بنویسی.
بسیاری از ایده‌هایی که در ذهن ما شکل می‌گیرند حاصل ارتباطات اولیه و سست نورون ها هستند، برای همین هم به سرعت فراموش می‌شوند و ما هرگز فرصت استفاده از آنها را پیدا نمی‌کنیم. از همین درو نوشتن ایده‌ها روی کاغذ یا به کمک یک نرم افزار اهمیت حیاتی دارد.
بعدها(چند روز، چندماه، چندسال بعد) نگاه دوباره به بعضی ایده‌هایی که الان نوشته ای می‌تواند باعث تکمیل و تصحیح ایده می‌شود و باعث می‌شود آن ایده با جزئیات بیشتری در ذهن مان نقش ببندد.
ویژگی یک ایده‌ی خوب این است که برای صاحبش یک امکان‌مجاور است؛ اتاقی را درنظر بگیرید که چهار در دارد و از طریق آن چهار در به صدها اتاق دیگر راه دارد. حالا از یک در به اتاق وارد شده‌ای و بنابراین می‌توانی به سه اتاق دیگر از طریق سه در بروی. دراین لحظه‌ی خاص فقط آن سه اتاق امکان مجاور تو محسوب می‌شود وبقیه‌ی صدها اتاقی که به این اتاق‌ها راه دارند فعلا قابل دسترسی برای تو نیستند.
رشد شبکه‌های مغز و به تبع آن رشد و یادگیری ما در زندگی واقعی هم براین اساس اتفاق می‌افتد. ایده‌ای برای تو امکان مجاور محسوب می‌شود که با منابعی که دراختیار داری قابل اجرا دراین مکان و زمان باشد، در غیر اینصورت می‌توان به سادگی آن را توهم نامید.

فکر می‌کنم این روزها باید هر روز دانه‌ای بکارم، این را می‌دانم که همه‌ی دانه ها عمل نخواهند آمد و ممکن است بسیاری از آنها عقیم باشند.ولی مهم این است که لحظه‌ای از تلاش برای بهتر شدن و بهتر کردن زندگیم فروگذار نکنم.
تمرین روزانه‌ی نوشتن ده ایده  به نظرم بسیار جالب آمد، تصمیم گرفته‌ام دفترچه ای را برای اینکار اختصاص بدهم وهرروز ده ایده برای کارهای مختلف بنویسم.
حس ششمم می‌گوید که چیز خوبی از تویش بیرون خواهد آمد و حتی اگر اینطور هم نباشد سرگرمی و تفریح فکری جذابی به نظر می‌رسد.

از همین امشب شروع می‌کنم و در پایان ماه گزارشی از ایده‌هایی که نوشته‌ام منتشر خواهم کرد.
این پست جدای از اینکه قرار بود برای مخاطبان فرهیخته‌ی این خانه‌ی مجازی جنبه‌ی آموزشی داشته باشد، درواقع به مانند یک تعهدنامه بود که اگر خواستم و وسطش تنبلی ام گرفت هم نتوانم بیخیال این ماجرا بشوم.

شما هم دست به کار شوید و ده ایده برای هرچیزی که به ذهنتان می‌رسد را زیر همین پست برایم بنویسید.

پی نوشت : خیلی زود مطلبی درباره‌ی «جفت گیری ایده‌ها» منتشر خواهم کرد.

نویسنده: زینب رمضانی

من مهندس می‌شوم راهِ‌دلت پیدا کنم ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *