درمسیر زندگی

میکرواکشن‌ها

پی نوشت اول :
از عضویت من در متمم حدود سه ماه می‌گذرد ولی نمی‌دانم چرا از همان روزی که نامم را در این دانشگاه مجازی ثبت کردم، مطالعهٔ مطالب و حل کردن تمرین را شروع نکردم. دوسه هفته پیش که خواستم از دانشجوی بالقوه به بالفعل تبدیل شوم متوجه شدم پسوردم را فراموش کرده‌ام. تا امروز که کاملاً اتفاقی پسوردم را پیدا کردم و اولین دوره‌ای که مربوط به مهارت‌های ارتباط بود را شروع کردم.

پی نوشت دوم :
دانشگاه رفتن برای من تجربهٔ عجیبی است. علاوه بر دروس و واحدهای مصوب چیزهایی یاد گرفته‌ام که حتی فکرش را هم نمی‌کردم.(+) دبیرستانی که من در آن تحصیل می‌کردم یک مدرسهٔ دولتی سطح پایین بود. دانشگاهی که در آن تحصیل می‌کنم بهترین دانشگاه این شهر است.(+)پس لابد می‌توانید حدس بزنید که همکلاس شدن با کسانی که در بهترین مدارس تحصیل کرده اند چه چالش هایی برایم به همراه داشته است. به هر حال باید قبول کنم که آنها در برخی موارد خیلی بهتر از من هستند و مواردی پیش می‌آید که حقیقتاً حرف مشترکی با آنها ندارم. همین موضوع باعث شد به فکر بیفتم تا فکری به حال مهارت های ارتباطی‌ام بکنم و برای اینکار بهترین منبعی که سراغ داشتم درس‌های متمم بود.

پی نوشت سوم :
مدت‌ها قبل در کتابی خواندم :

برای نوجوانی که در قرن بیست و یکم زندگی می‌کند بهانهٔ ”انگلیسیم خوب نیست“ برای انجام ندادن هرکاری همانقدر زشت و غیرقابل پذیرش است که عدم آشنایی با کامپیوتر و اینترنت.

من زبان انگلیسی را خوب نمی‌دانم. اطلاعات من از زبان انگلیسی تنها کمی از مهارت‌هایی که افراد در طول دوازده سال آموزش عمومی در مدرسه یاد می‌گیرند بیشتر است. تا حالا نتوانسته‌ام کتابی را به زبان انگلیسی بخوانم و اگر مجبور شوم مقاله‌ای به انگلیسی بخوانم مجبورم صدبار سراغ دیکشنری بروم. این موضوع خیلی برایم آزاردهنده است طوری که حس می‌کنم در دهکده‌ای زندگی می‌کنم ( با استناد به تعبیر مارشال مک لوهان) که زبان نیمی از مردمان آن را نمی‌فهمم.

 

اصلِ مطلب :
اولین مطلبی که در متمم خواندم در رابطه با میکرواکشن‌ها بود. اولین بار این کلمه را در کتاب پیچیدگی دیده بودم. ترکیبی از دو کلمهٔ micro و action .

معنای تحت اللفظی‌اش می‌شود کارهای کوچک.(+)
برخلاف اسم باکلاس(!) و غریبی که دارد ولی بارها با مفهوم آن مواجه شده بودم.

-هر روز بیست تا لغت از ادبیات بخونی تا دوماه قبل کنکور ادبیات رو بستی.
-هر روز بیست دقیقه بخور بدی توی شش ماه همهٔ جای جوش هات از بین میره.
-روزی ۷ دقیقه ورزش کنی بعد یک سال میشی شبیه هنرپیشه‌های هالیوود.

این مفهوم هم از همان چیزهایی است که از بس شنیده‌ام مغزم نسبت به آن سِر شده و دیگر واکنشی به آن نشان نمی‌دهد. هزار بار تا حالا این مثال لوس را شنیده‌ام که می‌گوید:

یک فیل را چطور می‌خورند؟ لقمه لقمه.

نکتهٔ مهمی که در این رابطه نمی‌دانستم این بود :

اقدام بسیار کوچکی که خودم مستقیماً‌ انجام دهم، به عنوان یک گام کوچک یا میکرواکشن، بسیار مناسب‌تر و قابل قبول‌تر از اقدام بزرگی است که انجام آن را به دیگران واگذار کنم.
میکرواکشن، پیامی ساده و واضح به سیستم شناختی ذهن ماست. پیامی مبنی بر اینکه، مرحله‌ی اندیشیدن تمام شده و نخستین اقدام‌های عملی آغاز شده است.

کوچک بودن میکرواکشن مهم نیست. آنچه مهم است این است که حتماً ما را یک گام – هر چقدر هم کوچک – به هدفی که مد نظر داریم، نزدیک‌تر کند.

چیزی که مرا ترغیب کرد از این روش استفاده کنم اول از همه گزارش یکی از دوستانم مبنی براین بود که در مدت کمتر از یکسال که هر روز ۱۵ دقیقه را برای یادگیری زبان فرانسوی اختصاص داده است، امروز به نسبت زمان و انرژی‌ای که صرف کرده پیشرفت خوبی حاصل کرده. فکر کردم همین کار راه‌حل مناسبی برای من باشد تا بتوانم به کمک آن وضعیت افتضاح زبان انگلیسی‌ام را بهبود بخشم.
فکر می‌کنم مطالعه ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی برای شروع انتخاب مناسبی باشد. روزی ده دقیقه انگلیسی خواندن نه خیلی خسته‌ام می‌کند و نه آنقدر بی‌فایده است که عایدی از آن نداشته باشم.
اولین درس من در متمم و اولین گام برای تقویت زبان انگلیسی همین استفاده از میکرواکشن ها خواهد بود.

مطلب مرتبط با این پست :
تمرکز روی کارهای کوچک

5 thoughts on “میکرواکشن‌ها”

  1. سلام زینب جان
    خیلی ازت ممنونم که تجربه های خوبت رو در اختیارمون میزاری
    منم حس تو رو دارم نمیخوام بگم دانشگاه یزد خیلی دانشگاه سطح بالاییه ولی خوب رتبه ۱۲کشور رو داره واین رتبه کمی نیست
    من با خیلی از تیزهوشای یزدی هم کلاس شدم و حس تو رو دارم بعضی از اونا واقعا نابغن و مثل تو با اونا حرف مشترکی ندارم
    ولی خیلی دلم میخواد به اونا برسم
    خیلی ازت ممنونم بابت گفتن این تجربه
    حتما منم یه زمانی رو برای این اقدام های کوچک میزارم
    میبوسمت هزار بار😍😍😍

    1. سلام فرشته.
      همهٔ اینا به کنار ولی من فکر می‌کنم اگر این معاشرت و مصاحبت تو رو رشد بده خیلی هم چیز خوبیه. قرار نیست با همه دوست باشی. اگر باعث بشه حرکت کنی و بخوای تغییر کنی به هدفت رسیدی.
      هدف بزرگتر من از دانشگاه رفتن این بود که با آدم‌های بهتر و متفاوت تری معاشرت کنم. تو هم از این فرصت استفاده کن. بهت گفته بودم هرشب بنویسی. یادته؟ اون کار میتونه کمکت کنه بفهمی چی به چیه.

  2. سلام
    من دیگه کتاب ۵۰۴ رو خریدم. فعلا میخام همینا رو یاد بگیرم. البته قبلا یک سری‌اش رو خوندم ولی میخام ایندفعه تمومش کنم.
    اتفاقا پست‌های محمدرضا درباره تجربه انگلیسی یادگرفتنش انگیزه شد که یه فکری به حال وضع خراب زبانم بکنم. ممنون که نوشتید. فقط ای کاش اسم و فامیلتون رو هم کامل می‌نوشتید. آخه نمیدونم این مخاطب فرهیختهٔ رو چطور باید خطاب کنم.

    1. وا!!!خسته نباشید!!!
      اسممو که نوشتم!فاملیمو هم که میدونید!!روز اول که خودتون با فامیل صدا میزدید!!برا من فرقی نمیکنه!!چه با اسم تنها چه فامیل تنها چه با اقا چه بدون اقا !!چه با اسم وفامیل!هرجور میخوایید بگید!!اینها موضوعیت نداره برای من!!اون مطلبی که ارائه میشه مهمتره.من کلا نه با این چیزا خوشحال میشم نه ناراحت!حالا هم شما هرجور راحتید صدا بزنید اختیاربا خودتون.فقط من خودم با این ادبیات صبت میکنم اگه شما ناراحت میشین!اون مدلی که مدنظرتون هست ایمیل بزنید بگین .
      تو زبان فقط اهستگی وپیوستگی مهم هست .ان شالله موفق باشید.

  3. سلام
    درمورد مطالبی که نوشتی حرفی ندارم!دیگه باید عمل کنی.میکرو اکشنم ینی کلا به خودت فشار نیاری!که با خودت هست برنامه ریختنش
    درمورد انگلیسی به نظرم لغاتessential words for toefl،که۴۵۰ لغت داره خیلی کاربردی ترهست از۵۰۴!البته بازم تحقیق کن.(۵۰۴خیلی لغات کم استفاده همداره)بازم اگه خواستی کلی تروبهتر بخونی،لانگمن ۳۰۰۰لغت مهم داره که میتونی دانلود کنی ونمیخوادبری کتابم بخری!!وخبیش اینه که این لغات رو حالا طی هرچندوقت بخونی دیگه بعدش۸۰درصدمتون رو میتونی بخونی .اون لغات برحسب چهار مهارت نوشنته شده وخوبیش اینه مثلا به لغت میخوری کنارش زده،گفتاری۳ورایتینگ۱ ینی تو نوشتن زیاداستفاده نمیشه وتو گفتار هست که پرکاربرده!وتو میفهمی اون لغت رو کجااستفاده کنی.
    تجربه محمدرضا عزیزهم ارزشمند هست درمورد یادگیری زبان
    تجریه یاورعزیز هم ارزشمنده(تو همون متمم نوشته)
    بچه های دیگه هم هستن که الان حضور ذهن ندارم !

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *