کتاب خوانی

معرفی کتاب: کیمیاگر

پیش نوشت :
اولین بار سال دوم راهنمایی بودم که اسم کتاب «کیمیاگر» به گوشم خورد، یکبار آن را دست یکی از معلم‌ها دیدم، جلو رفتم و درباره‌اش پرسیدم و جوابی که گرفتم این بود:
کتاب زیباییست ولی برای سن الان تو خیلی مفید نیست، ممکن است چیز زیادی از آن نفهمی. اگر می‌خواهی این کتاب را بخوانی، مطالعه کردنش را بگذار برای سالهای بعد.

گوشه‌ی ذهنم بود که برای یکبار آن را بخوانم ولی همیشه چندتایی کتاب پیدا می‌شدند که برای مطالعه‌شان بیشتر از کیمیاگر شوق داشتم و این بود که تا به امروز سراغش نرفته بودم.
چند روز پیش بود که یک دوست توصیه کرد هروقت فرصتی دست داد کتاب را بخوانم و برخلاف عادت همیشه که برای به پایان بردن کتاب عجله دارم، این بار کتاب را با صبر بیشتری مطالعه کنم و هربار یادداشت بردارم.
این کتاب را به شیوه‌ی پیشنهادی آن دوست مطالعه کردم و موضوعاتی که در ادامه‌ی مطلب طرح می‌کنم هر آن چیزی است که از کیمیاگر فهمیده‌ام.

 

داستان درباره‌ی پسری بنام سانتیاگو است که در پی تحقق بخشیدن به رویایی که در سر دارد، راهب شدن را رها می‌کند و برای آنکه بتواند سفر کند چوپانی را آغاز می‌کند.‌
در همین اثنا رویایی را دوبار پشت سرهم می‌بیند و این می‌شود که درپی یافتن تعبیر خوابش سراغ پیرزن فالگیری می‌رود و از پیرزن فالگیر می‌شنود که گنجی انتظار او را می‌کشد و برای یافتنش باید تا اهرام مصر برود. پیرزن در ازای این تعبیر یک دهم گنج او را طلب می‌کند.
سانتاگو به راه می‌افتد و به آفریقا سفر می‌کند و برای رسیدن به اهرام مصر دست به کارهایی می‌زند که باعث آشنا شدنش با افراد و اندیشه ها و منش های گوناگون می‌شود.
در می‌یابد باید برای رسیدن گنجش کمی بیشتر تلاش کند و از ناامیدی و ترس بگریزد. پس از طی مسیری طولانی و گذر از شن و رمل و ماسه و از سر گذراندن روزهای شگفت انگیز سرانجام به مصر می‌رسد و آنجاست که می‌فهمد گنجی که درپی آن آمدن است در همانجایی مدفون است که رویا را دیده و در واقع گنج در وطن خودش مدفون است.

این داستان مرا یاد شعر زیر از مولانا انداخت :
این نکته و رمز اگر بدانی دانی
هرچیز که درجستن آنی آنی

در متن داستان روی مفاهیمی مانند گوش کردن به صدای قلب و پیروی از نشانه‌ها و دنبال کردن رویای شخصی تاکید بسیاری شده است.

قسمتی از متن کتاب :
تصمیم‌ها تنها آغاز یک ماجرا هستند؛ هنگامی که آدمی تصمیم می‌گیرد، درحقیقت به درون جریان نیرومندی پرتاب می‌شود که اورا به مکانی خواهد برد که در زمان تصمیم‌گیری خوابش راهم نمی‌دیده است.

پی نوشت:
مترجم اثر : دکتر آرش حجازی
مولف اثر : پائولو کوئلیو
انتشارات : نشر کاروان

 

گمان می‌کنم بدنباشد سری به قسمت دوستلاگ بزنید.

1+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *