درمسیر زندگی

اهمیت به دست آوردن برایند صحیحی از وضعیت موجود

بگذارید حرفم را با جمله‌ای که به تازگی خوانده‌ام شروع کنم:

حتی اگر مجبورباشی به تمام دنیا دروغ‌های کثیف و بزرگ بگویی هنوز چیز زیادی از دست نداده‌ای. باخت بزرگ تو از لحظه‌ای شروع می‌شود که دروغ گفتن به خودت را آغاز می‌کنی.

محمدرضا شعبانعلیدیرآموخته‌ها

پردهٔ اول: کلاس اول دبستان که بودم خیلی بین بچه‌ها احساس غریبی می‌کردم. آنقدر گیج ومنگ بودم که یادم هست تا اواسط سال معمولاً مشق‌هایم را فراموش می‌کردم. دوست صمیمی برای خودم پیدا نکرده بودم و معمولاً زنگ‌های تفریح را به تنهایی می‌گذراندم.

پردهٔ دوم: کلاس پنجم دبستان که بودم به شدت از روبه‌روی جمع قرار گرفتن وحشت داشتم. آنقدر زیاد که برای پرزنت کردن یک درس کوتاه از جغرافیا چیزی حدود دوهفته تمرین کردم و نهایتاً این شد که ارائهٔ آن درس را به افتضاح‌ترین شیوهٔ ممکن انجام دادم و بعد به گریه افتادم.

پردهٔ سوم: کلاس دوم راهنمایی که بودم به شدت در درس‌های تاریخ و جغرافیا ضعیف بودم. آنقدر از خواندن این درس‌ها و شرکت درکلاس‌شان-کلاس هردو در روز دوشنبه تشکیل می‌شد-متنفر بودم که هر دوشنبه به طرز عجیبی مریض می‌شدم. به خواندن “اهمیت به دست آوردن برایند صحیحی از وضعیت موجود” ادامه دهید

درمسیر زندگی

کتابی که دوست دارم بنویسم

وقتی بچه بودم فکر می کردم نویسنده ها ادم بدبخت و کچل و بی پولی هستند که متراژ خانه شان هیچ وقت از ۸۰ متر بالاتر نمی رود ،همیشه مریض و خسته و افسرده هستند؛ آخر سر هم در تنهایی و غربت می میرند و چهارتا از دوست های بدبخت تر از خودشان آنها را دفن می کنند، آثارشان بیست سال بعد از اینکه مردند منتشر می شوند و تازه آنموقع است که چهارنفر می شناسندشان.
برای همین هم هیچوقت فکر نکردم که دلم می خواهد من هم نویسنده بشوم. به خواندن “کتابی که دوست دارم بنویسم” ادامه دهید

درمسیر زندگی, دغدغه‌ها

چرا باید موضعمان را در برابر موضوعات مختلف مشخص کنیم؟

اگر بخواهم به این سوال یک جواب سربسته بدهم باید بگویم :

برای اینکه کلاه سرمان نرود.

من همیشه فکر می‌کردم که فکر کردن راجع به مسائلی که دغدغهٔ امروز من نیستند کار احمقانه ای است. فکر می‌کردم در هر سن و سال و شرایطی که هستم باید سعی کنم مسئله‌های همان روزم را خوب حل کنم و مسئله های فردا را برای فردا بگذارم.
ولی مدتی است که نکته‌ای نظرم را جلب کرده است و آن هم این است که ممکن است گاهی برای تصمیم گیری زمان کافی نداشته باشیم و همین کمبود زمان باعث شود نتوانیم منابع و داده‌های مناسب برای اخذ تصمیم مناسب را به دست بیاوریم و نهایتا این بشود که بهترین تصمیم را اخذ نکنیم. درواقع متوجه این موضوع شدم که فکر من فکر ناقصی بوده و بعنوان یک نسخهٔ خالص و بدون تبصره قابل اجرا نبوده. به خواندن “چرا باید موضعمان را در برابر موضوعات مختلف مشخص کنیم؟” ادامه دهید

درمسیر زندگی

دختر بودن

خیلی وقت بود دختر بودنم را از یاد برده بودم.
حواسم نبود پروردگار عالم برای آفریدن این خلقت زیبا چقدر ظرافت خرج کرده.
فکر می‌کردم فقط باید انسان بودن را تمرین کنم، نباید برای جنسیت آدم‌ها صنار ارزش قائل باشم. موهایم همیشه کوتاه می‌شدند چون وقتی برای رسیدگی به آنها نداشتم. ناخن هایم همیشه از ته گرفته می‌شدند چون من اهل این سوسول بازی ها نبودم. آرایش کردن منحصر به مهمانی و عروسی بود چون در غیر اینصورت نمی‌خواستم وقتی برای این کار صرف کنم. فکر می‌کردم همیشه کارهای مهم تری هست که می‌شود انجام داد. گوشواره و النگوها و گردنبندم جایشان را به ساعت مچی ساده‌ای داده بودند. به خواندن “دختر بودن” ادامه دهید

درمسیر زندگی

میکرواکشن‌ها

پی نوشت اول :
از عضویت من در متمم حدود سه ماه می‌گذرد ولی نمی‌دانم چرا از همان روزی که نامم را در این دانشگاه مجازی ثبت کردم، مطالعهٔ مطالب و حل کردن تمرین را شروع نکردم. دوسه هفته پیش که خواستم از دانشجوی بالقوه به بالفعل تبدیل شوم متوجه شدم پسوردم را فراموش کرده‌ام. تا امروز که کاملاً اتفاقی پسوردم را پیدا کردم و اولین دوره‌ای که مربوط به مهارت‌های ارتباط بود را شروع کردم. به خواندن “میکرواکشن‌ها” ادامه دهید

درمسیر زندگی

آدم های بدبخت

من هنوز به معنای جدید کلمات عادت نکرده ام، از حرف های قلمبه سلمبه هم خوشم نمی‌آید. یعنی دلم می خواهد حرف های فیلسوفانه بزنم ولی همیشه وسطش می مانم. 

آدم بدبخت در قاموس من به کسی گفته می شود که خانه ندارد، خرج غذایش را به زوری در می آورد، سرووضعش نامیزان است، سواد درست و حسابی ندارد، دوستانش آدم های به درد بخوری نیستند، سرگرمی هایش مسخره و خجالت آور است، سیگار میکشد، هر حرفی از دهانش بیرون می آید، با کتاب قهر است، به حماقت خودش آگاه نیست، برای یادگیری صنار ارزش قائل نیست، نهایت خوشبختی را در ازدواج کردن و بچه دار شدن می بیند. به خواندن “آدم های بدبخت” ادامه دهید