روزنوشته ها

احمد بیگدلی

  • بچه که بودم یک فامیلی داشتیم که بعضی وقتها توی منزلشان جلسۀ شعرخوانی برگزار می کردند، بعضی وقت ها ما هم می رفتیم و یکشنبه شب ها یکی دو ساعت توی جلسه شان شرکت می کردیم؛ صاحبخانه یک پیرمرد باصفای نازنین بود، مادرم می گفت این احمدآقا دبیر بازنشسته است، قبلا اهواز زندگی می کرده ولی خیلی سال است که آمده اینجا. می گفت نویسنده هم هست، همینطور خطاط.
    یادم هست روی درب ورودی خانه شان با خط قشنگی نوشته بود : احمد بیگدلی به خواندن “احمد بیگدلی” ادامه دهید
روزنوشته ها

یاسه‌چای روستای بدون کوچه ایران

 

مدت زیادی بود که دوست داشتم چندخطی درباره‌ی روستای مادری‌ام برایتان بنویسم. روستایی که علاوه‌ بر تمام ویژگی‌های اعجاب آورش یک ویژگی منحصر به فرد دارد.

این روستا کوچه ندارد.

اکر اهل اصفهان یا چهارمحال و بختیاری ویا حداقل اهل سفر باشید حتماً اسم پل زمان خان به گوش مبارکتان خورده است، برای رسیدن به روستای ما باید از پل‌زمان‌خان بگذرید.
درمسیر روستا از پیچ وخم جاده‌های باریک باپیچ تند خواهید گذشت و از دیدن منظره‌ی باغ‌های سرسبز و رودخانه‌ی زاینده رود سرمست خواهید شد. به خواندن “یاسه‌چای روستای بدون کوچه ایران” ادامه دهید