فقط وظیفه‌تان را انجام بدهید

بچه که بودم همیشه یک سوال بزرگ مثل حلزون از روی ذهنم می‌گذشت. باخودم می‌گفتم : اینهمه کتاب اخلاق و آئین زندگی نوشته اند، اینهمه هم دانشمند و استاد و معلم وجود دارد، هرمهارتی را هم لازم داشته باشیم با صرف مقدار کافی زمان و انرژی می‌توانیم به آن برسیم. پس با این وجود چرا همه‌ی آدم‌ها خوشبخت نیستند و از زندگیشان احساس رضایت ندارند؟

شاید به همین علت بود که از همان سالهای بچگی(ده-یازده سالگی) فکر می‌کردم برای موفق شدن و رسیدن به درصد مقبولی از رضایت در زندگی باید تمام راههای تعریف شده و معمول را به طور کلی کنار بگذاریم و دنبال راه حل طلایی یا به قول معروف جمبل و جادو باشم. ادامه خواندن “فقط وظیفه‌تان را انجام بدهید”